مرتضى مطهرى

638

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است . حرف خود آنها اين است و به آن تصريح مىكنند . امر ديگر اين است ( البته اينها اين‌جور از همديگر نشكافته‌اند ، ما داريم در واقع به نفع اينها مىشكافيم ، حتى مىخواهيم مطلب را از طرف آنها بيشتر چرب كنيم ) مىگويند مسئلهء مذهب به طور كلى يك نوع سرگرمى براى انسان به وجود مىآورد و سرگرميها به‌طور كلى تخدير است . انسانها به حسب طبع اوّلى خودشان آنجا كه محروميتهايى را متحمل مىشوند در آنها غيظ و خشم و حس انتقامجويى پيدا مىشود . حالت انسانها در آن وقت حالت ديگ آبى است كه زيرش آتش مىكنند و آب بخار مىشود و مىخواهد حالت انفجار پيدا كند . معلوم است كه اين ديگ اگر هيچ روزنه‌اى نداشته باشد كم كم منجر به انفجار مىشود . ولى شما اگر بخواهيد جلو انفجارش را بگيريد يك روزنهء اطمينانى برايش درست مىكنيد كه لااقل مقدارى از بخارها خارج شود . براى بشر هر نوع سرگرمى پيدا شود آن حس انتقامجويىاش مقدارى فروكش مىكند ، يعنى باز رضايت برايش به وجود مىآورد . حس انتقامجويى بايد توأم با نارضايى باشد كه انسان از وضعى كه دارد ناراضى است تاب نمىآورد و دلگرمى به آن ندارد ، اين است كه منفجر مىشود . ولى اگر به شكلى اسباب سرگرمى او را به وجود آورديد آنوقت قهراً اين امر حكم يك روزنهء اطمينان را پيدا مىكند و آن حس انتقامجويى [ كاهش مىيابد . ] معانى و مفاهيم دينى يا عبادتهاى دينى ، سرگرميهاى دينى و مذهبى براى بشر ، سبب مىشود كه آن آلام مادى و جسمانى خودش را فراموش كند ، با داشتن اين لذتهايى كه به قول خود اينها يك نوع لذتهاى خيالى است . بالاخره هرچه هست براى انسان نوعى لذت - ولو به قول اينها لذت دروغين - ايجاد مىكند و اين لذتهاى دروغين ، تسكينى براى آلام آنها شمرده مىشود . اين يك منطق است كه طبق اين منطق اصلًا مذهب مولود زندگى طبقاتى است و مخترَعِ طبقهء مرفه و براى تثبيت وضع موجود و براى راضى نگه داشتن طبقهء محروم و تسكين آنها و لگام به دهان آنها زدن است . در بسيارى از جاها اينها عيناً با همين بيان ذكر مىكنند ، يعنى چون هر چيزى را با ماترياليسم تاريخى توجيه مىكنند و بالاخره بايد به وضع اقتصادى برگردد و مذهب هم بايد به اختلاف طبقاتى برگردد ، مذهب به عنوان اختراع طبقهء زبردست بيان مىشود . 2 . جهل ولى از طرف ديگر چون نظريات ديگرى در دنيا وجود داشته است و نخواسته‌اند از آن نظريات چشم بپوشند و بلكه آن نظريات شايد از نظر مبارزه با مذهب تأثير بيشترى داشته يعنى تيغ برنده ترى بوده است ، بيشتر به آن متمسك مىشوند ولى وقتى كه به آن متمسك مىشوند جنبهء